سديد الدين محمد عوفى
747
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
در آن خانه بودى و با من جمع آمدى تو چه دانستى « 1 » ؟ شوهرش مردى عاقل بود ، دانست كه زن با وى مكر كرده است . در حال او را طلاق داد و بيش بر هيچ زن اعتماد نكرد و با زن حال خود نگفت . حكايت ( 7 ) آوردهاند كه مردى بود در غايت « 2 » ضجرت . وقتى زنى خواست و اطراف و جوانب خانه را مسدود « 3 » گردانيد تا هيچ نامحرمى را « 4 » برو گذر نبود و زن او را به هيچ طرف نظر نبود « 5 » ، و زن چون روزى چند در آن مضيق بماند پيش شوهر آمد و گفت : بر من چرا تنگ گرفتهاى و به چه سبب مرا « 6 » محبوس گردانيدهاى « 7 » ؟ كه زن اگر بدكار و بلايه باشد هيچكس او را نگاه نتواند داشت و اگر عفيفه و خويشتندار باشد او « 8 » جز بر « 9 » شوهر حلال بر كس ديگر رغبت نكند . دست از من بدار و مرا به من « 10 » سپار . و « 11 » بگذار ، كه عفت « 12 » من مرا محافظتكنندهاى « 13 » تمام است « 14 » . شوهر « 15 » التفات نكرد و بند « 16 » او را محكمتر گردانيد . زن خواست كه در آن برهانى نمايد . در جوار او زالى بود كه گاهگاه از شكاف در با وى سخن « 17 » گفتى و غم كار او
--> ( 1 ) - مپ 2 : و گفت اينها را تو ندانستى پس صواب آنست كه يا ترك من آرى يا ترك محافظت گويى كه من از بند تو به تنگ مىآيم ( 2 ) - مپ 2 و مج + و نهايت ( 3 ) - مج : منسد ( 4 ) - متن و مپ 2 - را ( 5 ) - متن - و زن او را . . . نبود ( 6 ) - متن و مپ 2 - و به چه سبب مرا ( 7 ) - مج : كردى ( 8 ) - مپ 2 و مج - او ( 9 ) - مپ 2 و مج - بر ( 10 ) - مپ 2 : به خداى ( 11 ) - مج - سپارو ( 12 ) - مج + و ديانت ( 13 ) - مپ 2 و مج : حافظ ( 14 ) - مپ 2 + هرچند ازين معنى با شوهر بگفت ، مج + و ديانت من مرا نگاهبان بس است ( 15 ) - مپ 2 : او ، مج + به گفت او ( 16 ) - متن - بند ( 17 ) - متن و مج - سخن .